قهرمان ميرزا عين السلطنه
1239
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
و الواط يزد كه مشهور آفاق مىباشند جرى شده شبها به خانههاى ما مىآيند و مىگويند هزار تومان بده و الّا شكمت را پاره مىكنيم . ما از ترس جان آنچه بخواهند بايد بدهيم . ديگر صاحب جان و مال نيستيم . از براى رضاى خدا فكرى براى ما بيچارگان بكنيد . صدراعظم به عادت مخصوص كه دارند دستها را بههمديگر ماليده نگاهى به صورت گبرها كرده فرمودند : « يعنى به پارسيان خودمان هم » . عرض كردند بلى آقا پدر ما را درآوردند . جان ما به لب رسيده . پس بى خود اينهمه راه آمدهايم . ديگر زن و بچه ، مال و دولت نداريم . نگاهى كرده فرمودند محل كمال افسوس است و سوار كالسكه شده به سمت درب خانه رفتند . بيچاره گبرها متحير از اين جواب بهسمت منازل خود رفتند . صدراعظم خيلى كمحرف است و بيشتر هم همينطور جوابهاى مختصر مفيد مىدهند . مثلا اگر مستمندى دو ساعت شرححال كند صدراعظم جوابهاى او را به يك نگاه كردن به چشم او قناعت مىكنند . زردشتيان هند اين زردشتيهاى ما را به همين ظلم و ستمها به تنگ آورده [ اند ] كه جلاى وطن نموده مملكتها بهوجود آنها آبادان گرديده است . تمام زردشتيهاى هندوستان از مملكت ايران بواسطهء جور و ظلم حكام ايران رفتهاند و الان اول اشخاص تربيتشدهء با علم و صنعت هندوستان بلكه دنيا آنها مىباشند . هيچ ملتى در هندوستان به ترقى و تمدن آنها نرسيدند و اغلب در روزنامه خواندهام كه فلان پارسى سه كرور و چهار كرور وقف فلان دار العلم كرد ، يا براى فلان مدرسهء زراعت داد . اغلب تجارت هندوستان به توسط آنها مىشود . اغلب راههاى آهن هندوستان مال آنها است . از هر حيث ترقى كردهاند . مكرر خواندهام كه آرزوى وطن مألوف را دارند و از جهت همين كارها جرأت نمىكنند . مثل اينكه اين يك مشت پارسيان [ را ] كه الان هستند نمىتوانيم نگاه داشت و دستهدسته به هندوستان مىروند . جلاى وطن همينطور از رعاياى خراسان و آذربايجان و شيراز و عربستان دستهدسته به خاك خارجه جلاى وطن مىكنند . تمام تركستان روس بواسطهء ايرانيها آباد شده است . دو ثلث سكنهء شهرهاى تازهآباد روس ايرانى مىباشند و همين قسم تمام قفقازيه و هندوستان و عراق عرب و شامات و آسياى صغير و خود اسلامبول . جمعيت ايران روزبهروز ساعت به ساعت كم مىشود .